} بایگانی دی ۱۳۹۴ :: به نام زن

به نام زن

" دارمــــش دوســــت "

به نام زن

" دارمــــش دوســــت "

به نام زن

ای شعر ای طلسم سیاهی که سرنوشت
عمر مرا به رشته جادویی تو بست
گفتم تو را رها کنم و زندگی کنم
اما چه توبه ها که در این آرزو شکست




می نویسم تا عشق یاد قلبم بماند...
در این ژرفای دل کندن ها ، عادت ها و هوس ها..

۹ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

من در میان جمع و دلم جای دگر است...


* تو را زنانه می خواهم... زیرا تمدن زنانه است...شعر زنانه است... ساقه گندم،شیشه عطر... حتی پاریس زنانه است...

نزار قبانی

------------------------------------------------

* کاش جای اندوه را عشق می گرفت... جای جنگ را آغوش... کاش تنهایی نبود و هر بوسه سنجاقکی که روی برکه می رقصید... "دوستت دارم عزیزم" ... و از میان " ای کاش" ها تو سخت ترینشان هستی...

حمید جدیدی

------------------------------------------------

* از دور دل می برد... از نزدیک... ایمان هم!

فرشید فرهادی

------------------------------------------------

* میان گریه هایم خیلی فکر میکنم به دست کشیدن از زندگی... به موهای تو ...بیشتر اما.!

فرشید فرهادی

------------------------------------------------

* چهل سال بعد یا مرده ام که هیچ... یا نم نم باران که به صورتم بزند دلم هوای تو را خواهد کرد...

؟

------------------------------------------------

* آن ها به من گفتند کاری کنم تا او عاشق شود... می بایست کاری می کردم که او بخندد... اما می دانی... هر بار که او میخندید... کسی که عاشق می شد خود من بودم...

توماسو فراری

------------------------------------------------

* من این چشم های بی تو را به کجای این شهر بدوزم که هنوز نرفته باشی؟

کامران رسول زاده

------------------------------------------------

* دو سال پیش برایش دخیل می بست...سال پیش با او عهد... گمانم امسال نوبت بستن چمدان است...

؟

------------------------------------------------

* اگر باشی آرام ترین اقیانوس جهانم...

کامران رسول زاده

------------------------------------------------

* می خواهم اما نمی توانم... تو نمی خواهی اما می توانی... داشته باشی مرا...

فرشید فرهادی

------------------------------------------------

* سالهاست این ترازوی دو کفه تعادل ندارد... دست خالی... دل پر...!

؟

------------------------------------------------

* میان این همه بلبل... میان این همه گل... میان این همه سبز،سفید،قرمز و زرد... تنها تبر است که می توند درخت را بخنداند...

عبدالصابر کاکایی

------------------------------------------------

* پا می رفت و می رفت و می رفت... غافل از دلی که جا مانده بود...

سارا نجومی

------------------------------------------------

*هیچ کس مجبور نیست انسان بزرگی باشد... تنها انسان بودن کافیست!

آلبر کامو

------------------------------------------------

* اشتباه تو به دام انداختن کبوتر نبود... تو گندم را بی اعتبار کردی...

عیسی صمدی

------------------------------------------------

* بارها با تماشای ویترین مغازه ها چیزی انتخاب کرده.،داخل رفته ام... بارها بعد از دست کشیدن به جیب خارج شده ام... بی هیچ حرفی... سوگند به تماشا... و به هرآنچه برای تو خواسته ام... بارها دوستت داشته ام ... بی هیچ حرفی

حسن آذری

------------------------------------------------

متیو: آره من مستم و تو هم زیبایی... فردا صبح من از مستی دراومدم ولی تو بازم زیبا موندی!

The Dreamers-2004

------------------------------------------------

** کم کم یاد خواهیم گرفت با آدمها همانگونه باشیم که هستند... همانقدر خوب،گرم، مهربان... همانقدر بد ، سرد، تلخ!

** گاهی بی هیچ بهانه کسی را دوست داری... گاه با هزار دلیل نمی شود کسی را دوست داشت!

**  آدمها قوی و ضعیف ندارن... ضعیف و ضعیف تر دارند!


* بعدِ صبحانه ابروهایش بالا رفت...دنبال کیفش روی صندلی کناری گشت...درش باز بود. پاکت سیگارش را درآورد....با چشمهای مهربان تعارف کرد : - .سیگار؟ ...ماتِ اداهایش، لبخند زدم : - نه!...یکی گذاشت کنار لبش...گوشهء دیگر لبش گفت :- " هر وخ بعد ِ صبونه دلت سیگارخواس ... "-"خــواس" را کشیده و دلبرانه گفت...– کبریت زد، نگرفت...کبریت دوم گرفت...جمله اش را تمام کرد :.- ...بدون که سیگاری شدی !".خندیدیم ،...خنده اش رفت پشت ِدود غلیظ اولین پک که صورتش را هم از من گرفت...آخرین جرعهء چای صبحانه که از ته لیوان سرازیر شد روی زبانم، دیدم شانزده سال است بعدِ صبحانه به او فکر می‌کنم...

کتایون آموزگار

-------------------------------------------------

* به وقت تنهایی:مرد ، زیر باران سیگار می کشد...زن ، پشت پنجره....اما ، نه باران مهم است.نه مرد ، نه پنجره ،نه زن...مهم.تنهایی است ،که دود می شود!

رضا کاظمی

-------------------------------------------------

* و شاید سیگار اختراع سرخپوستی بود   که می خواست به معشوقه اش پیام کوتاه بدهد...

آریا معصومی

-------------------------------------------------

* پدر بزرگ مُرد از بس که سیگار کشید!مادر بزرگ ساعت زنجیردار او را که همیشه به جلیقه اش سنجاق میشد،به من بخشید...بعدها که ساعت خراب شد!ساعت ساز عکسی را به من بخشید...بعدها که ساعت خراب شد ساعت ساز عکسی را به من داد که در صفحه پشتی ساعت مخفی شده بود... دختری که شبیه جوانی های مادربزرگ نبود... پدربزرگ چقدر سیگار می کشید!

ابوالقاسم تقوایی

-------------------------------------------------

* تنهایی را نمی شود در کافه دود کرد و به خانه برگشت... تنهایی ساعتش را نگاه می کند به تو می گوید: دیر شده باید به خانه برگردیم...

فاطمه ضیاءالدینی

-------------------------------------------------

* دستِ آخر ... آن کلاه به سر ِ سیگار به لب ِ لعنتی...پیدا بشود باید.و باید.زندگی کنیم تمام فیلم ها را... اصلا هر چه می کشیم.زیر سر فیلم هایی ست که نویسنده هایشان مُرده اند و نمی دانند بذر چه نیازهایی را در ما کاشته اند...بی آنکه در دنیا ابری باشد برای رویاندنشان! 

مهدیه لطیفی
-------------------------------------------------
*هوس سیگار کردم...ابلهانه بود سیگار نمی‌کشیدم... بله اما حالا دلم می‌خواست، زندگی‌ همین است... اراده‌ی راسختان را در ترک سیگار تحسین می‌کنید و بعد یک صبح سرد زمستان تصمیم می‌گیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید.

مردی را دوست دارید، از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی ، در می‌یابید که او خواهد رفت چون زن دیگری را دوست دارد..!

من او را دوست داشتم- آنا گاوالدا

-------------------------------------------------

* مرد اگر بودم.. نبودنت را غروب های زمستان در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم ...نامرد اگر بودم.. نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم

مرد نیستم اما...نامرد هم نیستم...زنم و نبودنت پیرهنم شده است!

رویا شاه حسین زاده
-------------------------------------------------
*زن ها دنیایشان ارغوانی ست...گاهی تمام یک عصر پاییز را در تنهایی گریه می کنند و گاهی که حال لحظه هاشان خوب است در ازدحام خیس یک خیابان می خندند..من اما مردهای زیادی را دیده ام که مدام می گریند ...وقتی که خیره مانده اند به دیوار روبرو..وقتی عمیق سیگار می کشند ..وقتی که چشم هایشان را از زن ها میدزدند..من مردهایی را می شناسم که وقتی می خندند هم..گریه می کنند.
 حمید سلاجقه
-------------------------------------------------
* اندوه های یک مرد را گاهی چند نخ سیگار هم می تواند به هم بدوزد و از لب هایش بشکافد و بیرون ببرد از پنجره... اندوه های زنانه اما خانگی تر از این حرف ها هستند درست مثل شیشه های مربا /مثل سبزی های خشک معطر که می کوشند یک تکه از بهار را برای زمستان کنار بگذارند...
رویا شاه حسین زاده
-------------------------------------------------
*انتظارت شبیه سیگار لا پیچ پیرمردی نود ساله است عمری با عشق کشیده  حالا نکشد می میرد!

محسن حسینخانی

-------------------------------------------------

* آیا هنوز با دود سیگارت حلقه که می‌سازی، به انگشت‌های لاغر آن زن فکر می‌کنی؟ آن زن که برای نوشتن از تو انگشت‌هایش را تراشید و با بندبندبندِ تمام ده انگشتش نتوانست یک‌ذره از گرمای دست‌های تورا نگه دارد...

لیلا کردبچه

-------------------------------------------------

* آریایی حرف می‌زند ....آلمانی ناز می‌کند...فرانسوی می‌بوسد ....کوبایی سیگار می‌کشد...آمریکایی جنایت می کند...بی شرف تمام جهان است.

آبا عابدین
-------------------------------------------------
*دیگر نگران نباش...ترکش کردم...سیگار را، در نبودت فقط آه میکشم....این مَرد به مرگ طبیعی خواهد مُرد.
هادی حسن زاده 

-------------------------------------------------

* من میتوانم جای سیگار , نقاشی بکشم...با دوغ مست کنم ... با وسایل خانه تمام شب را تانگو برقصم...تو برای فراموش کردن کسی  که بی نظیردوستت داشت چه خواهی کرد؟

رسول ادهمی

-------------------------------------------------

* من هر چه غمگین تر باشم...مردهای بیشتری در تراس سیگار می کشند.!

مهدی نظارتی زاده

  -------------------------------------------------

*و با این همه ما به این جهان نیامده‌ایم  که به آسانی بمیریم  آن هم در سپیده‌دمی که بوی لیمو می‌آید...

یانیس ریتسوس
  -------------------------------------------------
*خدایا به فرشته های روی شانه هایمان دستور بده به جای نوشتن اعمالمان، برایمان کتاب بخوانند...

 محمدرضا شرفی خبوشان

+ شما را به خدا کتاب بخوانید...

-------------------------------------------------

* عشق حد ِ وسط ندارد... یا نابود می کند، یا نجات می دهد!

 ویکتور هوگو
-------------------------------------------------
* گفته بودم زیباتر از تمام ستارگانی هستی که سینمای جهان کشف کرده است ...حالا هزار سال نوری دور شده‌ای از من و هزار بار زیباتر!
عباس صفاری
-------------------------------------------------
* مقصد عشق آنگونه که گفتند به ما روشن نیست / دوستان نیمه راهید اگر ، برگردید...
کاظم بهمنی
-------------------------------------------------
* مهرم کاش اتفاق بود... می افتاد در دلش...
؟
-------------------------------------------------
* پرواز پرنده... و شاخه ای که دلش لرزید!
فرشید فرهادی
-------------------------------------------------
* جسم انسانها از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر است... دل هایشان دورتر!
فرشید فرهادی
-------------------------------------------------
* مطمئن شده ام که آدمی هرچه هواپیما... هرچه قطار تندرو بسازد...به آنکه دوستش دارد هرگز نمی تواند برسد!
حسن آذری
-------------------------------------------------
* هرگز دو عاشق دیروز... نمی توانند دو دوست معمولی امروز باشند...
نیما هوشمند
-------------------------------------------------.
هوما:سیگار تنها چیزیه که توی زندگیِ من وجود داشته!-... -مانوئلا:موفقیت هم بوده... هوما:موفقیت نه مزه داره نه بو...وقتی هم بهش عادت کنی انگار که اصلا وجود نداره...

All About My Mother(1999)-Pedro Almodóvar

-------------------------------------------------

مت: میشه منم یه پک بزنم؟ ... سارا:قرار نیست همه چیز رو با تو شریک باشم... سیگار مثل "دوستت دارم" میمونه... همش مال خودمه!

برشی از کار بلند- حمید جدیدی

-------------------------------------------------

مثل سیگار تمامم کن و ترکم کن باز/مثل سیگار تمامم کن و دورم انداز: پیشنهاد آهنگ/ تومور آقای آذر عزیز

-------------------------------------------------

** عنوان پست از فرشید فرهادی

چون مات توأم دگر چه بازم؟


* یادم باشد زنی زیبا اگر دیدم سلامی کنم اینبار... آه ولی... چه کار دشواریست سلام کردن به تمام زن ها...

حمید جدیدی

-----------------------------------------------------------------

* گاه به تدریج مانند نشت گاز ... یا شاید بسیار ناگهانی/ مثل تصادف...ویرانگر شبیه زلزله... جنون آمیز همان طور که خودکشی.... از هزار راهی که برای مردن هست من تو را انتخاب کردم!

مهسا فعال
-----------------------------------------------------------------
* آری باید از میان زن و شعر یکی را برگزین...به شعر گفتم:ناچارم از برگزیدن آن زیباروی ، دیگر سراینده ات نیستم ... شعر رفت و زن نزدم ماند ... اما زمانی که زن زیبا به دیدگانم قدم گذاشت / مقابل روحم ایستاد/ و بی آنکه خود بداند به قصیده ای بدل شد ...
شیرکو بیکس
-----------------------------------------------------------------
* تو وقتی می گویی جهان تاریک است... چه کاری از دست من بر می آید ؟ به قبض برق این ماه نگاه کن ، به مبلغش ... مردی را خواهی دید که به احمقانه ترین شکل ممکن می خواست جهان تو را روشن تر کند..
حسن آذری
-----------------------------------------------------------------
* دلتنگ توام و کاری از گوشی تلفن ساخته نیست... با خودم فکر می کنم فاصله در خیال گراهام بل چگونه معنایی داشت .!
یاور مهدی پور
-----------------------------------------------------------------
* دچار یعنی:دو چشم داری  اما حواست چهار چشمی، پی کسی ست...
رسول ادهمی
-----------------------------------------------------------------
* کاش دلتنگی بیماری بود،بستری می شدی/درش می آوردند،دورش می انداختند/ یا در شیشه های الکل نگه می داشتند... تا به بیمارهای دیگر  بگویند این دلتنگی بزرگ را ما در آوردیم... حیف که با دلتنگی هیچ کاری نمی شود کرد....باید آن را کشید،.مثل حبس...
مریم اسلامی
-----------------------------------------------------------------
* بچه که بودم پائیز با روپوش از راه می رسید. بزرگ تر که شدم، پسر همسایه بود ؛ سربازی که اسمم را توی کلاهش نوشته بود. مادرش می گفت: گروهبان جریمه اش کرده که هفت شب کشیک بدهد...آن وقت ها دوستت دارم ها را نمی گفتند ؛ کشیک می دادند...

رویا شاه حسین زاده

-----------------------------------------------------------------

عشق و فلسفه  دروغی ست بازیچه دست تنهایی ... مرد که تنهاست، فیلسوف می شود... زن، عاشق...

زهرا طراوتی

-----------------------------------------------------------------

*  جنگ جهانی دوم...  خود زنی معشوقه ها وسربازهایی که به دستور هیتلر به جوخه ی اعدام سپرده شدند... من هنوز به هنرمندی هیتلر و  خودکشی او با معشوقه اش تا ۳۶ قرن مشکوکم...

سارا خلیفه

-----------------------------------------------------------------

* زیبایی یک زن مردان زیادی را تنها می کند ... تنهایی به خیابان می رود /دیوانه می شود /و چقدر دیوانه ها شبیه همدیگرند /و چقدر پوکه ها شبیه  همدیگرند/و چقدر ته مانده ی سیگارها شبیه همدیگرند...انگار همه از زیبایی تو برگشته باشند....شبیه من.که یک بار مرده ام.برای دوست داشتن تو و هزاران بار گور به گور شده ام برای هزاران زنی  که بعد از تو دوست داشته ام...

آریا معصومی

-----------------------------------------------------------------

*  آموخته‌ ام که وابسته نباید شد ، نه به هیچ کس ، نه به هیچ چیز و این لعنتى نشدنى‌ترین کارى بود که آموخته‌ ام ...

آنا گاوالدا

-----------------------------------------------------------------

برای رها کردن من آیا  کسی گریه خواهد کرد؟... زن در آینه  از خودش پرسید... مرد شاعر درون دفترش نوشت: آفتاب هم  راز آستین های خیس رهای روی بند رخت را  نخواهد دانست...!

سیمین برودفن

-----------------------------------------------------------------

*  چیزهایی هست که نمی توان به زبان آورد,  چرا که واژه ای برای بیان آن ها وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد,  کسی معنای آن را درک نمی کند.

اگر من از تو نان و آب بخواهم تو درخواست مرا درک می کنی...  اما هرگز این دست های تیره ای را که قلب مرا  در تنهایی گاه می سوزاند و گاه منجمد می کند,  درک نخواهی کرد.

فدریکو گارسیا لورکا
-----------------------------------------------------------------
* پدرم می گوید از سولماز بگذر/ که رنج می آورد ...مادرم گریه می کند از سولماز بگذر/ که مرگ می آورد...خواهرهایم به من نگاه می کنند با خشم

که ذلیل دختری شده ام ... آه سولماز! این ها چه می دانند که عاشق سولماز شدن چه درد شیرینی است ...به کوه می گویم سولماز را می خواهم

جواب می دهد " من هم "... به دریا می گویم سولماز را می خواهم ...جواب می دهد " من هم "...در خواب می گویم سولماز را می خواهم...جواب می شنوم "من هم"... اگر یک روز به خدا بگویم سولماز را می خواهم ... زبانم لال ، چه جواب خواهد داد؟...

نادر ابراهیمی

-----------------------------------------------------------------

* ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﺮ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ...ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺷﮑﻞ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺩﺍﺭﺩ ...ﻣﻦ ... ﺗﻮ  ﻭ ﺁﻥ ﮐﺲ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﻣﻨﺘﻈﺮﺵ ﻧﺒﺎﺵ، ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ !

نیلوفر لاری پور

-----------------------------------------------------------------

میخواهم از اتاق  بیرون بروم ...  اما تو بیرون از اتاق را هم  با خود برده ای...

 سعدی گلبیانی

-----------------------------------------------------------------

* مرگ ، شاید یکی از همین روزها مرا به یک پیاده رویِ دو نفره دعوت کند ؛... در این میان نگران شعرهایی هستم که شب ها  زیر بالش گریه کردم و  تو هرگز آنها را نخواهی خواند...

مینا آقازاده

-----------------------------------------------------------------

چه راه ها دوشادوش آن کس رفتم که اصلا دوستش نداشتم... و چه بارها، دلم هوای آن کس کرد که دوستش داشتم...حالا دیگر راز فراموشکاری را از همه فراموشکاران بهتر آموخته ام ....دیگر به گذشت زمان اعتنایی نمی کنم...اما آن بوسه های نگرفته و نداده ...آن نگاه های نکرده و ندیده را، که به من باز خواهد داد؟!

 آنا آخما تووا

-----------------------------------------------------------------

* زن شاهکار طبیعت است... دستانٍ گٍل اندود خدایان فقط مرد می آفریند...

مهدیه لطیفی

-----------------------------------------------------------------

* تو نیستی و جایت ... این سخت ترین جای خالی دنیاست!

وحید نجفی قاضی

-----------------------------------------------------------------

ریک: این اسلحه رو مستقیما به سمت قلبت نشونه گرفتم... رنو: اون سخت ترین جای بدنمه!

کازابلانکا

-----------------------------------------------------------------

* همه ما یک پنجره داریم که آخرین قاب رفتن کسی بود که فکر می کرد تصمیم عاقلانه ای گرفته... و تمام پنجره ها... هیچکس راز پنجره ها را نمیداند... وقتی نمیدانستند که دل برای کدام سمت شیشه بسوزانند... اویی که خیره مانده بود به کوچه خالی و بی رحم... یا او که با خودش میجنگید تا حتی برای یک لحظه هم به پشت سرش نگاه نکند...

نیلوفر لاری پور

-----------------------------------------------------------------

* تمام پنجره های دنیا را به سنگ خواهم بست... اگر غروب را با دیگری به تماشا بنشینی...

؟

-----------------------------------------------------------------

پیشنهاد آهنگ/ یارب مرا یاری بده... بانو دلکش

-----------------------------------------------------------------

** همیشه میگن آدم تا چیزی رو از دست نده قدر داشتنش رو نمیدونه... واقعیت اینه بعضی وقت ها ما دقیقا میدونیم چی داریم فقط فکر میکنیم هیچ موقع از دستش نمیدیم!

** چون مدتی نبودم خواستم جبران شده باشه طولانی شد اگه


هیچ زنی به جهنم نمی رود...




* هیچ زنی را به جهنم نمی برند ..زیبایی..عشق..زندگی ..که جایش در جهنم نیست ..نه ..خدا هیچ زنی را به جهنم نمیفرستد...

ابوالفضل کهنسال
-------------------------------------------------------------

* ﻣﮕﺮ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ؟...ﺻﻮﺭﺕ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ... ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ...

ﺣﺴﻦ ﺷﯿﺮﺩﻝ
-------------------------------------------------------------

* مثل موها وُ ناخن ها ای کاش آدمی چیزهای بیشتری می توانست کوتاه کند...یا مثل دندان های شیری...هر کسی در چهل سالگی...قلبی تازه وُ مغزی تازه در می آورد...قلبی خالی از  اندوه هایی که سینه آدمی را فشرده اند...و مغزی که هیچ به خاطر نداشته باشد...جز جایی که هر کسی آخرین بار از ته قلب خندیده است...

حسن آذری

-------------------------------------------------------------

* در همه ی فیلم ها زنی که ایستاده گوشه ای... تکیه داده بر نرده های چوبی خیره است به دوردست،منم..

مردی که ته چشمهای زن دارد محو می شود در دوردست،تو...

زهرا طراوتی

-------------------------------------------------------------

* اگر زنی در کار نباشد عشقی هم در کار نیست... شکسپیر و حافظ و رومئو و ژولیت،شیرین و فرهاد ول معطلعند...اگر روزی زن ها بخواهند از این جا بروند تقریبا همه ی ادبیات و سینما و هنر دنیا را باید با خودشان ببرند!

مصطفی مستور

-------------------------------------------------------------

* کاش می توانستم سکوتت را ببوسم ...وقتی که به من فکر میکنی..

فرشید جوانبخش

-------------------------------------------------------------

* چه  با لباس در وان نشسته باشی و خیس به پیشنهاد هیچکاک برای همکاری در فیلم جدیدش فکر کنی،...و چه چنگ در تشت ،کهنه ی کرامت پسر هفتمت را بشویی و ترانه ای که شوهرت می خواند را با عشق زمزمه کنی،باز حین خوابیدن ، چند دقیقه به سقف خیره خواهی شد...بین زن و سقف رازی نگفته هست که هم سکینه می داند چیست...هم کیم نوواک...هم برگمن !

رسول ادهمی
-------------------------------------------------------------
*هر زن...هزاران شاعر رادر خود پنهان دارد...هر شعرخاطره‌ی زنی‌ست که روزی از دنیای مه‌آلود شاعری گذشته‌ست...

سیمین برودفن

-------------------------------------------------------------

* حالَ‌م خوب است!...دارم به تو فکر می‌کنم...

افشین صالحی
-------------------------------------------------------------
*بینِ انبوهی از تفاوت ها/شاعران دردِ مشترک دارند//مثلِ ظرفی عتیقه زیبایند/منتهی از درون تَرَک دارند...

 رویا ابراهیمی

-------------------------------------------------------------
* نازی ها تانک داشتند...روس ها / توپ...انگلیسی ها/با لبخند گندم زارهایمان را درو کردند...و تواز کدام کشوری که با دست خالی، مرا غارت کردی؟!

 حجت فرهنگدوست

-------------------------------------------------------------

* دوستت دارم... شبیه کدام یک است؟ سربازان فاتحی که شادمان به آغوش معشوقه هایشان بازمی گردند،/سربازان شکست خورده ای که مغموم 

برای آغوش معشوقه هایشان دلتنگ می شوند/ یا سربازانی اسیر که در سلول های تنهایی به آغوش معشوقه هایشان فکر می کنند؟

سربازم گاهی شاد/ گاهی شکست خورده ای مغموم و گاه اسیری تنها، دوستت دارم عزیزم و از نتیجه ی هیچ جنگی هیچ کس با خبر نیست...

حمید جدیدی

-------------------------------------------------------------

* با چتر هم که باشی باز فتنه کرده اند باران و باد برای بوسیدنت...

"ب / ا/  ر/  ا/ ن" عمودی میبارد و "ب ا د" افقی اش می کند... تا بر لب های تو بوسه بزنند...

 داریوش حسن پور

------------------------------------------------------------

*کاش تکثیر میشدم به چند عاشق...یا چند شاعر...یا که چند دیوانه... من تنها برای دوست داشتنت کافی نیستم....!

سعید هلیچی

------------------------------------------------------------

* نترسید که روزی خورشید متلاشی شود و همگی از سرما بمیریم... بترسید که روزی برسد که زنها بخواهند محبت را از ما مردها دریغ کنند آنوقت همگی از سرما خواهیم مرد...

چارلی چاپلین

------------------------------------------------------------

* کسی چه می داند؟شاید همین لحظه زنی برای مرد سیاستمدارش می رقصد یا پیانو می زندو آواز می خواند...وجلوی جنگ جهانی بعدی را می گیرد...کسی چه می داند؟ شاید تنها شرط معشوقه ی هیتلر؛به خاک وخون کشیدن دنیا بود! کسی سر از کار زن ها در نمی آورد! با سکوت شان شعر می خوانند...بالب هاشان قطعنامه صادر می کنند...باموهاشان جنگ می طلبند...باچشم هاشان صلح...

؟

------------------------------------------------------------

* در راه به تو فکر کردم ...به قطاری که در هر پنجره اش تصویر دیگری از تو را نشان مان میداد...و زنانی که بسیار از خوشبختی زیباتر بودند...

مهدی اشرفی

------------------------------------------------------------

* من عکسی دارم که در آن مردی لبخند می‌زند... لبخند می‌زند...و لبخند می‌زند...و نمی‌گذارد این شعر را بنویسم ... 

؟

------------------------------------------------------------

* شاید هیچکس نداند؛ اما من...می دانم که حسرت_آغوش_یک_زن؛ با خوابهای_هر_شب_یک_مرد چه می کند...

فرشید فرهادی

------------------------------------------------------------

* ﺯﻥ ﻫﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺎﺩﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺑﭽﻪ...ﻣﺜﻼ ﻓﺮﻫﺎﺩ، ﻣﺠﻨﻮﻥ، ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ، ﺷﺎﻋﺮ، ﻣﻦ...ﻫﺮ ﮐﺲ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ  ﻣﺪﺍﻡ ﺑﻬﺶ ﺭﺳﯿﺪﮔﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺶ ﺑﺎﺷﺪ...ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﺮ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ،...ﺍﻣﺎ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﯿﭻ ﺯﻧﯽ،ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺮﺩﯼ ﻧﯿﺴﺖ...

 عباس معروفی

------------------------------------------------------------

* زنان ، خدایانی زیبا و زیرک اند... در بهشت هر زنی جهنمی هست که روحت را به آتش می کشد... با این حال اگر قرار است عمرت دو روز باشد بگذار در دستان هوس آلود زنی باشد که زندگی را همان طور که هست عرضه می کند...

احمد شاملو

------------------------------------------------------------

* زنها تا وقتی عاشق نشده اند بهترین روانکاوها هستند...ولی بعد از اون تبدیل میشن به بهترین بیماران روانی ...

Spellbound- 1945

------------------------------------------------------------

** چون با گوشی آپ کردم موزیک نداریم این بار

**  بهترین دو حرفی دنیا " زن" و دیگر هیچ ...



* گوزن اش را گوشه ای پارک کرد... و غمگین به آخرین بسته ای نگاه کرد که باید ... به خانه معشوقه اش می رساند.

حمید جدیدی

-----------------------------------------

* بارها به دنیا آمده ام تا دست کم یکی از من ... مرگ را در آغوشت تجربه کرده باشد...

روزبه سوهانی

-----------------------------------------

* تمام عمر من چهار دقیقه است! ... همان چهار دقیقه ای که چشم دوخته بودم به چشم هایت... و تو پلک هم نمیزدی...

منوچهر بلیده

-----------------------------------------

* چرا نباید هر زنی زیباترین زن جهان باشد؟... دست کم برای یک بار... دست کم برای مدتی... دست کم برای یک جفت چشم !

یارو سلاو سایفرت

-----------------------------------------

* این اتفاق بارها و بارها رخ داد: زنی مردی را دوست داشت... این اتفاق بارها و بارها رخ داد: مردی زنی را دوست داشت... این اتفاق بارها و بارها رخ داد:  زنی و مردی کسی که دوست شان داشت را دوست نداشتند... این اتفاق روزی روزگاری رخ داد و احتمالا همان یک بار بود: مردی و زنی همدیگر را دوست داشتند...

روبر دسنوس

-----------------------------------------

* رفته است و تنها خاطره ای که جا مانده دستهای من اند... چگونه دور بریزمشان؟

مهدی اشرفی

-----------------------------------------

* واقعیت این است که هر کسی آزرده ات خواهد کرد... فقط باید کسانی را پیدا کنی که ارزش تحمل رنجش را داشته باشند...

بابک مارلی

-----------------------------------------

* کنار پنجره می ایستم و به سرنوشت تمام زنانی فکر میکنم ... که یک روز از این کوچه گذشته اند... بی آنکه بدانند "زیبایی شان" تمام گل های پسر بچه ها را به تیرک زد...

؟

-----------------------------------------

* لحظه ای آسمان را ببین... آخ ماه افتاد در چشمانت... چشمان ماهت مال من...

کامران رسول زاده

-----------------------------------------

* دوباره جریمه شدم... کاش یکی به این پلیس نانجیب حالی می کرد من تمام خیابان های تهران را هر روز زوج زوج با تو مرور می کنم... و پلاکم صرفا فردی است برای خودش... حالا از پلیسی که هیچ وقت چشم دیدن با هم بودنمان را نداشت قدر یک کتاب برگ جریمه دارم... شاید یک روز چاپشان کردم و اسمش: پلیسی که عاشقت شده بود...

حمید جدیدی

-----------------------------------------

*  می دانی ساحل خوبیش چیست؟ هیچ خبری از نیمکت های غربت زده و صندلی های بی حوصله نیست... می شود بی دغدغه روی مروارید داغ رو به صورت دریا دراز کشید و به کوچه شما فکر کرد...

علی محیط

-----------------------------------------

* مادرم مرا مردی میبیند که روزی دو بسته سیگار می کشد... و تو را... کاش تو را ببیند.

علی محیط

-----------------------------------------

* عشق از این دو حالت خارج نبود... موهای خرمایی و زنی زیبا توی تراس...

حمید جدیدی

-----------------------------------------

+  سرانجام آن کس  به خاک می افتد که زودتر می گوید دوستت دارم...

شهاب مقربین
-----------------------------------------

* چه مدت لازم است تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ ... و چه مدت لازم است تا بتوان دیگر او را دوست نداشت؟

من او را دوست داشتم/آنا گاوالدا

-----------------------------------------

پیشنهاد آهنگ- تصویر رویا/ داریوش

-----------------------------------------

- دیگه اصلا بهش فکر نمی کنم! ... + جدی؟ چه خوب... - در واقع فقط شبا بهش فکر میکنم... + جدی؟ چه بد!!

سابرینا/ بیلی وایلدر 1954

-----------------------------------------

** من به تنهایی بارها و بارها خدا رو شکر میکنم  برای آفرینش داریوش اقبالی

+  این شعر از وبلاگ پلکان واژه ها کپی شده...


ای در دلم نشسته ... از تو کجا گریزم؟


* چشم های تو وقت زیادی از خدا گرفت... اگر آفریده نمی شدی زیبایی بیشتری به کوه... به دریا... به جنگل می رسید.

مهدی نظارتی زاده

-----------------------------------------

* تو به نقش قهوه اعتقاد داری... به پیش بینی... به بازیهای بزرگ... من، فقط به چشمهایت...

پل ورلن

-----------------------------------------

* همیشه چای کم رنگ مینوشید... اگر چای پررنگ میشد، از طرف دیگر لیوان نمی توانست مرا ببیند... اینطور می گفت...

جمال ثریا

-----------------------------------------

* هر بار که پلک میزنی ... شک میکنم مرگ و زندگی فقط دست خدا باشد!

علی صادقی

-----------------------------------------

* پلیس جنایی دنبال قاتل می گشت... تو چشمهایت را پشت عینک دودی قایم کرده بودی...

محمدمهدی نجفی

-----------------------------------------

* تمام همت ها... مدرس ها... شریعتی هم که  جمع کنی باز هم بزرگراه یعنی آن راهی که تو از آن می گذری...

فریبا شریفی

-----------------------------------------

* هر دو خیس به خانه برگشتند... یکی را باران گرفته بود... دیگری وقتی باران گرفته بود!

آرش ناجی

-----------------------------------------

* به هم رسیدیم... و بعد اجسادمان را از هم دور کردند... بی آنکه جنگی در گرفته باشد... ما برای هم مرده بودیم!

محمد عسکری ساج

-----------------------------------------

* میخواهم به حرفهایت گوش بدهم... لب هایت نمی گذارند...

علیرضا روشن

-----------------------------------------

* تمام این مسافرخانه از عطر تو پر خواهد شد... دهان اگر باز کند این چمدان...

حافظ موسوی

-----------------------------------------

* می گویند خداوند جهان را در شش روز آفرید... یک روز برای کوه ها/ دریاها/ آسمان و درخت ها... مابقی اش برای چشمهایت...

ریبوار قبادی

-----------------------------------------

* مرا به جنگ فرستادند... اگر نمی کشتم کشته می شدم...و اگر کشته می شدم دیگر نمی توانستم تو را ببینم... عشق! آری ... عشق تو مرا خون ریزتر می کرد...

حسن آذری

-----------------------------------------

پیشنهاد آهنگ- کجایی/ محسن چاوشی

-----------------------------------------

- ازدواج کردی؟ + نه ... - پس یعنی معشوقه داری؟ + یه چیزی بیشتر از این حرفها... - شریک زندگی داری؟ + یه چیزی کمتر از این حرفها... نمی دونم چرا چهل هزار سال از پیدایش زبان به دست انسان می گذره ولی هنوز هیچ واژه ای برای توضیح رابطه ای که من دارم به وجود نیومده!

رومن پولانسکی/ با اندکی تصرف

-----------------------------------------

** عنوان پست از مولانا

** آهنگ چون مال سریال شهرزاده احتمالا خیلی ها شنیدن برای کسانی گذاشتم که تا حالا گوش ندادن حیفه...

ای که همیشه به خوابم می آیی... بخوابم می آیی؟


* سالها بعد آغوش... تنها در بیلبوردها... برای تبلیغ تنهایی در سطح شهر به نمایش در خواهد آمد!

وحید پور زارع

-----------------------------------------

* خیلی ها خود را برای جنگ آماده می کنند/ لازم است... دیگران خود را برای جهان آماده می کنند/ضروری است... بعضی ها خودشان را برای مرگ آماده می کنند/طبیعی است... تو خودت را برای "عشق" آماده می کنی و چقدر بی دفاعی...در برابر جنگ...در برابر جهان... در برابر مرگ!

هلنا کورده رو

-----------------------------------------

* مردی که دهان دارد اما حرف نمی زند... لب دارد اما نمی بوسد... مردی که با بینی اش هیچ چیز را نمی بوید... با گوش هایش چیزی نمی شنود... مردی با چشمان غمگین و بازوان بلند که نمی داند چگونه به آغوش بکشد... مترسکی است که گنجشک های من را فریب داده...

مرام المصری

-----------------------------------------

* چشمانت... غروب سربازخانه ای ست در محاصره دشمن... که آخرین تیرش را فرمانده شلیک کرده باشد... در شقیقه هایش!

تارا محمد صالحی

-----------------------------------------

* رویم را برمیگردانم... و نیمی از جهان را از دست می دهم!

گروس عبدالملکیان

-----------------------------------------

* بی قراری یعنی هزار دلیل برای بی خوابی هایت داشته باشی... اما همچنان در هوای هزار و یکمین دلیل بمانی... بی قراری یعنی هزار و یکمین دلیل تویی!

سارا احدی

-----------------------------------------

* تمام زنان دنیا برای مردانی که دوست دارند، شال  گردن می بافند... جز من...که نشسته ام اینجا و برای تو شعر می بافم!

نسترن وثوقی

-----------------------------------------

* پاییز تمام شد... برای آمدنت دانه دانه برگ ها را شمردم... حالا نوبت برف هاست!

محسن حسینخانی

-----------------------------------------

* چگونه فراموشت کنم... وقتی تمام آسمان ... به رنگ چشمهای توست؟

دانیال رحمانیان

-----------------------------------------

پیشنهاد آهنگ- حظ کردم/شاهرخ
-----------------------------------------

* هر کسی توی زندگیش یکی رو داره، که نداره!

مری و مکس/ آدام الیوت- 2009

-----------------------------------------

** روی با خودم عهد کردم که با هر پکی که به سیگار میزنم ذره ذره فراموشت کنم...

سیگار اول: پک اول... پک دوم ... پک آخر...

سیگار دوم: پک اول... پک دوم... پک آخر... سیگار سوم

سیگار چهارم... سیگار پنجم...

امروز که به خودم آمدم مردی را یافتم که سالهاست به یاد تو سیگار می کشد!