} من اشتباه توأم ... تو مرا ... ای درست ترین! :: به نام زن

به نام زن

" دارمــــش دوســــت "

به نام زن

" دارمــــش دوســــت "

به نام زن

ای شعر ای طلسم سیاهی که سرنوشت
عمر مرا به رشته جادویی تو بست
گفتم تو را رها کنم و زندگی کنم
اما چه توبه ها که در این آرزو شکست




می نویسم تا عشق یاد قلبم بماند...
در این ژرفای دل کندن ها ، عادت ها و هوس ها..

من اشتباه توأم ... تو مرا ... ای درست ترین!


* بعدِ صبحانه ابروهایش بالا رفت...دنبال کیفش روی صندلی کناری گشت...درش باز بود. پاکت سیگارش را درآورد....با چشمهای مهربان تعارف کرد : - .سیگار؟ ...ماتِ اداهایش، لبخند زدم : - نه!...یکی گذاشت کنار لبش...گوشهء دیگر لبش گفت :- " هر وخ بعد ِ صبونه دلت سیگارخواس ... "-"خــواس" را کشیده و دلبرانه گفت...– کبریت زد، نگرفت...کبریت دوم گرفت...جمله اش را تمام کرد :.- ...بدون که سیگاری شدی !".خندیدیم ،...خنده اش رفت پشت ِدود غلیظ اولین پک که صورتش را هم از من گرفت...آخرین جرعهء چای صبحانه که از ته لیوان سرازیر شد روی زبانم، دیدم شانزده سال است بعدِ صبحانه به او فکر می‌کنم...

کتایون آموزگار

-------------------------------------------------

* به وقت تنهایی:مرد ، زیر باران سیگار می کشد...زن ، پشت پنجره....اما ، نه باران مهم است.نه مرد ، نه پنجره ،نه زن...مهم.تنهایی است ،که دود می شود!

رضا کاظمی

-------------------------------------------------

* و شاید سیگار اختراع سرخپوستی بود   که می خواست به معشوقه اش پیام کوتاه بدهد...

آریا معصومی

-------------------------------------------------

* پدر بزرگ مُرد از بس که سیگار کشید!مادر بزرگ ساعت زنجیردار او را که همیشه به جلیقه اش سنجاق میشد،به من بخشید...بعدها که ساعت خراب شد!ساعت ساز عکسی را به من بخشید...بعدها که ساعت خراب شد ساعت ساز عکسی را به من داد که در صفحه پشتی ساعت مخفی شده بود... دختری که شبیه جوانی های مادربزرگ نبود... پدربزرگ چقدر سیگار می کشید!

ابوالقاسم تقوایی

-------------------------------------------------

* تنهایی را نمی شود در کافه دود کرد و به خانه برگشت... تنهایی ساعتش را نگاه می کند به تو می گوید: دیر شده باید به خانه برگردیم...

فاطمه ضیاءالدینی

-------------------------------------------------

* دستِ آخر ... آن کلاه به سر ِ سیگار به لب ِ لعنتی...پیدا بشود باید.و باید.زندگی کنیم تمام فیلم ها را... اصلا هر چه می کشیم.زیر سر فیلم هایی ست که نویسنده هایشان مُرده اند و نمی دانند بذر چه نیازهایی را در ما کاشته اند...بی آنکه در دنیا ابری باشد برای رویاندنشان! 

مهدیه لطیفی
-------------------------------------------------
*هوس سیگار کردم...ابلهانه بود سیگار نمی‌کشیدم... بله اما حالا دلم می‌خواست، زندگی‌ همین است... اراده‌ی راسختان را در ترک سیگار تحسین می‌کنید و بعد یک صبح سرد زمستان تصمیم می‌گیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید.

مردی را دوست دارید، از او دو بچه دارید و یک صبح زمستانی ، در می‌یابید که او خواهد رفت چون زن دیگری را دوست دارد..!

من او را دوست داشتم- آنا گاوالدا

-------------------------------------------------

* مرد اگر بودم.. نبودنت را غروب های زمستان در قهوه خانه ی دوری سیگار می کشیدم ...نامرد اگر بودم.. نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم

مرد نیستم اما...نامرد هم نیستم...زنم و نبودنت پیرهنم شده است!

رویا شاه حسین زاده
-------------------------------------------------
*زن ها دنیایشان ارغوانی ست...گاهی تمام یک عصر پاییز را در تنهایی گریه می کنند و گاهی که حال لحظه هاشان خوب است در ازدحام خیس یک خیابان می خندند..من اما مردهای زیادی را دیده ام که مدام می گریند ...وقتی که خیره مانده اند به دیوار روبرو..وقتی عمیق سیگار می کشند ..وقتی که چشم هایشان را از زن ها میدزدند..من مردهایی را می شناسم که وقتی می خندند هم..گریه می کنند.
 حمید سلاجقه
-------------------------------------------------
* اندوه های یک مرد را گاهی چند نخ سیگار هم می تواند به هم بدوزد و از لب هایش بشکافد و بیرون ببرد از پنجره... اندوه های زنانه اما خانگی تر از این حرف ها هستند درست مثل شیشه های مربا /مثل سبزی های خشک معطر که می کوشند یک تکه از بهار را برای زمستان کنار بگذارند...
رویا شاه حسین زاده
-------------------------------------------------
*انتظارت شبیه سیگار لا پیچ پیرمردی نود ساله است عمری با عشق کشیده  حالا نکشد می میرد!

محسن حسینخانی

-------------------------------------------------

* آیا هنوز با دود سیگارت حلقه که می‌سازی، به انگشت‌های لاغر آن زن فکر می‌کنی؟ آن زن که برای نوشتن از تو انگشت‌هایش را تراشید و با بندبندبندِ تمام ده انگشتش نتوانست یک‌ذره از گرمای دست‌های تورا نگه دارد...

لیلا کردبچه

-------------------------------------------------

* آریایی حرف می‌زند ....آلمانی ناز می‌کند...فرانسوی می‌بوسد ....کوبایی سیگار می‌کشد...آمریکایی جنایت می کند...بی شرف تمام جهان است.

آبا عابدین
-------------------------------------------------
*دیگر نگران نباش...ترکش کردم...سیگار را، در نبودت فقط آه میکشم....این مَرد به مرگ طبیعی خواهد مُرد.
هادی حسن زاده 

-------------------------------------------------

* من میتوانم جای سیگار , نقاشی بکشم...با دوغ مست کنم ... با وسایل خانه تمام شب را تانگو برقصم...تو برای فراموش کردن کسی  که بی نظیردوستت داشت چه خواهی کرد؟

رسول ادهمی

-------------------------------------------------

* من هر چه غمگین تر باشم...مردهای بیشتری در تراس سیگار می کشند.!

مهدی نظارتی زاده

  -------------------------------------------------

*و با این همه ما به این جهان نیامده‌ایم  که به آسانی بمیریم  آن هم در سپیده‌دمی که بوی لیمو می‌آید...

یانیس ریتسوس
  -------------------------------------------------
*خدایا به فرشته های روی شانه هایمان دستور بده به جای نوشتن اعمالمان، برایمان کتاب بخوانند...

 محمدرضا شرفی خبوشان

+ شما را به خدا کتاب بخوانید...

-------------------------------------------------

* عشق حد ِ وسط ندارد... یا نابود می کند، یا نجات می دهد!

 ویکتور هوگو
-------------------------------------------------
* گفته بودم زیباتر از تمام ستارگانی هستی که سینمای جهان کشف کرده است ...حالا هزار سال نوری دور شده‌ای از من و هزار بار زیباتر!
عباس صفاری
-------------------------------------------------
* مقصد عشق آنگونه که گفتند به ما روشن نیست / دوستان نیمه راهید اگر ، برگردید...
کاظم بهمنی
-------------------------------------------------
* مهرم کاش اتفاق بود... می افتاد در دلش...
؟
-------------------------------------------------
* پرواز پرنده... و شاخه ای که دلش لرزید!
فرشید فرهادی
-------------------------------------------------
* جسم انسانها از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک تر است... دل هایشان دورتر!
فرشید فرهادی
-------------------------------------------------
* مطمئن شده ام که آدمی هرچه هواپیما... هرچه قطار تندرو بسازد...به آنکه دوستش دارد هرگز نمی تواند برسد!
حسن آذری
-------------------------------------------------
* هرگز دو عاشق دیروز... نمی توانند دو دوست معمولی امروز باشند...
نیما هوشمند
-------------------------------------------------.
هوما:سیگار تنها چیزیه که توی زندگیِ من وجود داشته!-... -مانوئلا:موفقیت هم بوده... هوما:موفقیت نه مزه داره نه بو...وقتی هم بهش عادت کنی انگار که اصلا وجود نداره...

All About My Mother(1999)-Pedro Almodóvar

-------------------------------------------------

مت: میشه منم یه پک بزنم؟ ... سارا:قرار نیست همه چیز رو با تو شریک باشم... سیگار مثل "دوستت دارم" میمونه... همش مال خودمه!

برشی از کار بلند- حمید جدیدی

-------------------------------------------------

مثل سیگار تمامم کن و ترکم کن باز/مثل سیگار تمامم کن و دورم انداز: پیشنهاد آهنگ/ تومور آقای آذر عزیز

-------------------------------------------------

** عنوان پست از فرشید فرهادی
  • Silent ...

نظرات  (۵)

لطف شماست مهربان بانو
به انتخابای زیبای شما نمیرسه
منظور جناب امید خان هم چیز دیگه ای بود گمونم
منو بیشتر از این شرمنده نکنین
(وینک)
(گل)
پاسخ:
بله فکر کردم نوشتن خانم معصومه

هرچند فرقی هم نداره انتخابای شما عالی هستن

توتونم و عاشق شده ام دود شدن را

در هرم نفســـــهای تو نابود شدن را


آتش که به دستان تو در جان بنشیند

زیبا کند اندیشه ی نمـــــرود شدن را


این فاصله ی دست تو تا لب _ چو خیالت

آموخته دیر آمـــــــدن و زود شدن را !!


این دود که از سوختنم رقصد ...خواهد

چون ساحل چشم تو مه آلود شدن را


هر رشته ی گیسوی تو تاریست که با آن

عالم همه مشتاق شده پود شدن را ...


بگذار بسوزم به لبت ماه بلنــــــــــدم !!

توتونم و عاشق شده ام دود شدن را ...

 

امین شیرزادی

پاسخ:
ای جانم ای جانم

کسی دلش به هوای کسی بهانه گرفت
وکوله بار غمش را به روی شانه گرفت
سراغ خاطره ها رفت  شعر با سیگار
دلش قرار گرفت وتنش بهانه گرفت
تمام خاطره ها را یکی یکی سوزاند
و خانه بوی غزل های عاشقانه گرفت
به کوچه زد وقدم زد ولی نشد که نشد
به هر کسی که رسید از خودش نشانه گرفت
کسی نشانی او را نداشت گم شده بود
به کوچه کوچه ی این شهر آشیانه گرفت
میان راه به زاینده رودخانه رسید
وخانه خانه ی پل را به جای خانه گرفت
کمی نشست مگر رود رود گریه کند
سی وسه بار ولی بغض در دهانه گرفت
به آب زد تن خود را بهانه را خفه کرد
وانتقام خودش را ز رودخانه  گرفت

پاسخ:
مرسی عزیزم تو همیشه عالی هستی هم خودت هم تمام انتخابات

چقققدددر سیگار...
امما عااالی بود...
ایشالا کتاب هم می خونیم...

+

آخر آن خاطره زرد مرا آتش زد

در درازای شبی سرد مرا آتش زد

چشم در چشم نشستیم و تماشا جاری

زیر لب زمزمه ای کرد نرا اتش زد

گفت برگشتن از این راه فقط چاره ی ماست

و همین گفتن برگرد مرا آتش زد

من به تکرار نفسهای کسی خوش بودم

ناگهان مشعلی آورد مرا آتش زد

دیگر از عشق سرودن دل خوش می خواهد

این همه شاعر بی درد مرا اتش زد

 

پاسخ:
ان شالله همه کتاب میخونیم
  • امید می نویسد
  • کلا بحث فواید سیگار بود

    اما خان ممعصوم نژاد عالیییی
    پاسخ:
    ممنون از حضورتون
    معصومه جان همیشه خوب بودن همیشه تو گروه تلگرام اول انتخابای ایشون میخوندم قبلنا
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">